رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها
بگذاری.

رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از
همان جا رها کنی.

این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی.

این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی.

این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم
معنا کنی.

یکرنگ باش ای تو که ادعا میکنی عاشقترینی ، مغرور نباش ای تو که ادعا
میکنی مرا دوست داری ، تو که میگفتی تنها مال منی ، پس چرا برای همه
چشمک میزنی.

تو که میگفتی تنها در قلب منی ، پس چرا در قلب همه پرسه میزنی؟

وفادار باش ، ای تو که در آغاز آشنایی وفاداری در حرفهایت بود ، صادق باش
ای تو که با دروغ مرا در دام خودت انداختی .

یکدل باش با دلی که تنها به عشق تو مانده و خطی سرخ بر روی همه
کشیده.

تو که میگویی مرا دوست داری چرا اشکهایم را پاک نمیکنی ، چرا دلتنگم
نمیشوی و مرا صدا نمیکنی؟

به خدا این رسم عاشقی نیست.