چی به روز من آوردی

تو که هیچی نمیدونی از منو از سرنوشتم

میدونم اصلاً نخوندی نامه هایی که نوشتم

با چشایی عاشقونه چشم به راحت نشستم

باتو هیچی کم نداشتم

بی تو بد جوری شکستم

بیا نرو یا اگه رفتی خاطرات رو نمیخوام

به خدا این دفعه رفتی دیگه دنبالت نمیام

خسته ام از هه حرفات به تو هم خوبی نیومد

برو منو رها کن دیگه صبر من سر اومد

دیگه نمیخوام که دیگه سراغم رو بگیری

برو که حقته این بار که از دوریم بمیری

میدونم هر جا که باشم واسه تو فرقی نداره

چی به روز من آوردی که داره اشکام میباره

به خدا ناله شبهام خون بهای عشقمونه

سرتو بالا بگیر و بگو عاشقم نبودی

من برات بازیچه بودم تو بگو برام چی بودی

دیدی آخر تو رو تنها گذاشتم رفتم

دیدی چیزی توی دستام نداشتم رفتم

حالا خونم شده تاریک و رفیقم خاکه

من همونیم که میگفتی دلم ناپاکه

میبینم سر مزارم اومدی گریونی

پیرهن مشکی پوشیدی اومدی مهمونی

میدونم میخوای حلالت کنم اما دیره

نمیتونم که ببخشمت خودت میدونی

شاید هم دوباره توی فکر تعنه زدنی

شاید هم تو فکر لرزوندن من تو کفنی

حالا دیگه زیر خاکم تو دیگه دستای گرمم رو نداری

حالا من بی کس و تنها زیر خاک تمام شب هام